با فکر و تامل سخن نمی گوییم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 5 آبان1388ساعت 8:22 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
اگر كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...
1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.

ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 27 مهر1388ساعت 8:35 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
فروردین
فروردین نام نخستین ماه و فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.در اوستا و پارسی باستان فرورتینام,در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است.بنا به عقیده پیشینیان,ده روز پیش از اغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته,برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر میبرند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان,هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب,به دنیای دیگر میروند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
نگین و متین خواهر و برادرند.آن ها همدیگه رو خیلی دوست دارن.این دو گل های باغ زندگی منند.خیلی دوسشون دارم آن ها هم همین طور.بچه های خوبی اند.کمی هم شیطون.نگین شیطون تره. نق نقو.
نگین امسال میره اول ابتدایی و متین اول راهنمایی. جالب اینه که هردوشون امسال اولند.بعضی وقتا هم مثل آدم بزرگا حرف میزنند و اشتباهات پدر و مادرشونو میگیرن.اشکالی که نداره ؛ دوره ی ننه کلثوم نیست که فقط بزرگترا همه چیزدان هستند.این روزا بچه ها ما رو میزارن تو جیبشون؛ میدونید که چی میگم یعنی همه فن حریفن جوووووووونم!
+
نوشته شده در چهارشنبه 18 شهریور1388ساعت 10:53 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
ماه سخن با خداست.ماهی که در پرتو آن می توانی آن چه را در لفافه ی دلت برای روز های تنهایی و عشق ورزی و دردمندی پنهان نموده ای آهسته آهسته با نردبان مناجات و دعا باز کنی و در قرین صحبت یار منتشر نمایی؛ شفاف و شفاف.بی واسطه.
+
نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 10:31 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
شبی خواب دیدم با خدا کنار ساحل قدم میزنم، رد پای هر دوی ما روی ساحل بود... وقتی بر گشتمو به گذشته نگاه کردم، دیدم در مواقع سختی تنها یک رد پا بر ساحل است، پس به خدا گله کردم که خدایا! چرا در مواقع سختی مرا تنها گذاشتی ؟! ... خدا لبخندی زد و گفت : فرزند، در آن مواقع تو بر دوش من بودی...
+
نوشته شده در دوشنبه 15 تیر1388ساعت 8:19 بعد از ظهر  توسط منصور نگهداری
|

در قرآن در سوره مباركه فتح مي خوانيم: "هوالذي انزل السكينه في قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم... " «اوكسي است كه آرامش را در دلهاي مؤمنان نازل كرد تا ايماني به ايمان شان بيافزايند...».
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 15 تیر1388ساعت 7:52 بعد از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
من این جا بس دلم تنگ است
و هر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
+
نوشته شده در دوشنبه 15 تیر1388ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
در این اتاق تهی پیکر
انسان مه آلود
نگاهت به حلقه کدام در آویخته ؟
درها بسته
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
افسانه : در شب تیره ، دیوانه ای کاو
دل به رنگی گریزان سپرده
در دره ی سرد و خلوت نشسته
همچو ساقه ی گیاهی فسرده
می کند داستانی غم آور
در میان بس آشفته مانده
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
چقدر ظرفیت داریم؟آیا تا به حال این پرسش را از خود کرده اید؟آیا شما هم از آن گونه افرادی هستید که دلتان می خواهد دیگران ظرفیت شنیدن و دیدن همه چیز را داشته باشند ولی خود حتی با یک تلنگر ،آتشین شوید؟
تمرین گسترش ظرفیت و گنجایش درونی ما تمرینی برای یک زندگی و تعامل بهتر و فضایی شاداب تر خواهد بود. بیشتر بیندیشیم!
+
نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
«ابراهام لينکلن» گفته است اغلب مردم تقريباً به همان اندازه اي شاد هستند که انتظارش را دارند. در واقع آنچه که در زندگي براي ما رخ مي دهد آنقدر ها تعيين کننده شادي ما نيست، بلکه بيشتر نوع واکنش ما نسبت به آن رخدادهاست که نقش تعيين کننده دارد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 9:50 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
۱) آیا می دانستید که در سال ۱۹۹۵ موزه «لوور» پاریس مسابقه ای ترتیب داد تا به شبیه ترین لبخند به «لبخند ژوکوند» چهل هزار دلار جایزه بدهد. اما از میان ۷۲۰۰ دختر جوان جایزه نصیب هیچ کس نشد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
هشتاد و هفت ِ من!
بها
ر ۸۷:
یاد گرفتم اگه واقعا بخوام که از زندگی لذت ببرم ، خدا حتی با چیزهای خیلی کوچیک و ساده بهم حال میده.
یاد گرفتم تنهایی لازمه واسه آدمها! واسه آدم شدن ِ آدمها !
یاد گرفتم هر آدمی لیاقت دلسوزی و همدردی رو نداره!
یاد گرفتم نباید خسته بشم.هیچ وقت.اگه خسته بشم دنیا ازم جلو می زنه.
یاد گرفتم ریسک کنم.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
شعر کودک و نوجوان هنوز کم سن وسال بود که جنگ شروع شد .هنوز داشت خودش را تمرین می کرد،حرف زدنش را و راه رفتنش را. هنوز بین قالب های مختلف شعری در رفت و آمد بود و داشت ایماژها و آرایه ها و صورت های خیال را زیرورو می کرد و مطمئن نبود که کدامشان برای او مناسب تر است .
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 9:18 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند .
چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 12 خرداد1388ساعت 8:51 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|

مردي که در کوچه مي رفت هنوز به صرافت نيفتاده بود به ياد بياورد که سيزده سالي مي گذرد که او به چهرهي خودش درآينه نگاه نکرده است. همچنين دليلي نميديد به ياد بياورد که زماني در همين حدود ميگذرد که او خنديدن خود را حس نکرده است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
پسر صاحب شگفتی ها
مغز بادام مهر فرزندی
خسته و کوفته می رسد از کویر
آن که در گنجایش زمین نمی گنجد
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه 10 خرداد1388ساعت 10:16 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
عصر راه سنگلاخی
جاده ی رنگ و رو رفته ی خاکی

ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 خرداد1388ساعت 9:8 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
این یاداشت را تقدیم می کنم به همه مدیران ایرانی ... !
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 خرداد1388ساعت 8:27 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
بیچارگان و فقیران را دریابیم!
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 8:20 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
+
نوشته شده در سه شنبه 5 خرداد1388ساعت 9:7 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
+
نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 8:49 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
+
نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 9:25 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
+
نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 9:19 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
کلمه؛ فکر ؛ انسان ؛ مثلث جاودانه ای برای زیبایی های اندیشه است.برای آرامش یافتن و آرامش دادن.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388ساعت 8:41 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
استاد سترگ سخن پارسی دکتر کزازی در دریای دری
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 11:2 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت
+
نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 8:25 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|
كاشكی آینه عریانی نداشت
هیچ چشمی پلك پنهانی نداشت
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 8:10 قبل از ظهر  توسط منصور نگهداری
|